سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

38

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

گرفته متوجه فتح يونان گردد ، زهر خورده خود را كشت و راضى نشد كه به امت و قوم خود خيانت نمايد با وجود اينكه يونانيان او را بعد از خدمت نمايان و غلبه بر فارسى نفى كرده بودند و او ناچار شده به دو پناه برده بود . به تاريخ يونان رجوع شود . و چون اپيكور ( : ابيقور ) ناتوراليسم و اپيكورينها ( يعنى ابيقوريها ) در يونان به اسم حكيم ظاهر شدند ، و ايشان پس از انكار الوهيت كه اسّ اساس [ 1 ] همهء فسادها و مايه همه شرور و خرابيهاست ، چنان كه فيمابعد بيان خواهد شد ، گفتند كه : انسان به سبب خودپسندى و عجب و غرور ، چنين گمان مىكند كه عالم به تمامه از براى وجود ناقص او خلق شده است ، و او اشرف همه مخلوقات و علت غائيه جميع مكونّات است نه به واسطه حرص و طمع و خويشتن‌خواهى بلكه به واسطه جنونى كه بر او مستولى شده است چنين انديشه مىنمايد كه : او را جهانى است نورانى و عالمى است جاودانى كه پس از رحلت از دار دنيا ، بدان عالم مقدس منتقل شده بىشايبه عيب و نقص به‌كمال سعادت فائز خواهد گرديد . لهذا خود را بر خلاف نيچر يعنى طبيعت به قيود و سلاسل بسيارى مقيد ساخته و به‌مشاقّ و كلفتهاى [ 2 ] بيشمارى مكلف نموده ، درهاى لذايذ طبيعيه و حظوظ فطريه را به روى خويشتن بسته است . و حال آنكه او را در هيچ چيز بر هيچ حيوانى فضيلت و مزيتى نيست ، بلكه به حسب فطرت و طبيعت از همه حيوانات ناقص‌تر و پست‌تر است ، و آن صنايعى كه او را دست‌ياب شده ، و بدان‌ها فخر مىنمايد همه به نهج تقليد از ساير حيوانات گرفته شده است چنان كه نسج از عنكبوت ، و بناء و عمارت از نحل ، و انشاء قصور و صوامع از نمله بيضاء [ 3 ] و ادخار مؤونه [ 4 ] از مورچه ، و موسيقى از بلبل و هكذا . پس بايد اين انسان مغرور بداند كه حيات او چون حيات نباتات است و به غير از اين جهان ، او را جهان ديگرى نيست و جز اين ، زندگانى ديگرى نمىباشد ! پس [ نبايد ] به عبث خود را در مشاق و اتعاب [ 5 ] بيندازد ، و بار گران تكاليف را بيهوده بر دوش خويش ننهد ، و خلاف ناتور خود را از اصناف لذايذ و

--> [ 1 ] . اس اساس : پايهء نخستين ؛ مهمترين بنياد ؛ پايهء پايه . [ 2 ] . كلفت ؛ سختى ، رنج ؛ سختىكشيدن از براى تظاهر . [ 3 ] . مورچه سفيد . [ 4 ] . ادخار مؤونه : گردكردن روزى ؛ ذخيره نهادن نيازمندى ( ها ) . [ 5 ] . مشاق : جمع شقه ، زحمت و اتعاب جمع تعب ، به معنى خستگى است .